احمد مجاهد

مقدمه 18

جوحى ( فارسى )

لنگ مرده بود و نمىتواند با تيمور هم ملاقاتى داشته باشد ، مگر اين‌كه بگوييم نصر الدين 200 سال عمر كرده است . سخنى در صاحبان نوادر « در هر زمان و مكانى مردمانى بوده‌اند كه به بذله‌گويى و مطايبه و گفتن لطائف و مزاح و طرفه‌گويى و بيان هزل و ظرافت و طنز و فكاهت و مجون و نكته‌دانى و نغزگويى و ايراد نوادر مشهور بوده‌اند ، و مردمان سخنان و حكايات آنان را براى يك‌ديگر نقل مىكرده‌اند ، بدون اين‌كه در صحّت و سقم آن‌ها بحث كنند . مانند گل خوش‌بو و رنگى كه مردم از استشمام آن لذّت مىبرند بدون اين‌كه بدانند چه كسى آن‌ها را كشته است و چه كسى پرورش داده است و اصل آن از چه زمينى بوده است . بعدا كلمات و حالات اين اشخاص بابى در ادبيات شد و ادبا و نويسندگان نيز خود سخنان و حكاياتى جعل كردند و به صاحبان آن نوادر نسبت دادند . « اين نوادر در زبان‌ها مىچرخد و به سرزمين‌ها مىرود و باعث تسليت خاطر مردم از غم‌ها و غصّه‌ها مىشود ، و در هر سرزمين مطابق فرهنگ آن‌جا تغييراتى پيدا مىكند . « اين نوادر غالبا منسوب به كسى است كه صاحب اسم خفيف و سهل التلفّظ است ، مثل : جحا ، [ ملّا ، دخو ] ، . . . « غير از ادبا و نويسندگان ، خود مردم عادى هم پهلوانانى در جعل اين حكايات و ساختن نوادر هستند . « اين طنز و هزل و نوادر ، مشترك بين همهء ملت‌ها در همهء زمان‌هاست . و ممكن است بدون اين‌كه از هم گرفته باشند ، از باب توارد خاطر و فكر هم باشد . به‌طورى كه مترجمان از قول برنارد شاو « 1 » نقل مىكنند كه : روزى زن جميله‌اى به او گفت : حاضرى با من ازدواج كنى تا اين‌كه صاحب فرزندى شويم كه زيبايى من و هوش تو در آن باشد ؟ گفت : مىترسم صاحب فرزندى شويم كه زشتى من و كودنى تو در آن باشد . و ما

--> ( 1 ) . BERNARD , SHAW ، نويسنده و طنزنويس ايرلندى و متوفاى 1950 م .